سرگردان

زکجا امده ام؟امدنم بهر چه بود؟....به کجا می روم اینک,ننمایی وطنم

اين ترانه عاشقانه نيست...

 

 

   نه اشتباه نکنید این جا وبلاگ سینما نیست ؛ منم قصد ندارم فیلم نقد کنم و این عنوان رو فقط و فقط  به خاطر معنیش انتخاب کردم بابا جون خسته شدم بس که هر شبکه ای که می زنم داره اهنگ عشقولانه پخش می کنه اصلا گناه ماها که عاشق نیستیم چیه هان؟ هان ؟هان؟ یعنی مردم دنیا هیچ دردی ندارن جز درد عشق؟!

اخ الهی قربون گوگوش و سیاوش قمیشی برم که حداقل از 5 تا آهنگشون یکی غیر عشقولانست

مثلا این آهنگ سیاوش قمیشی که من عاشق معنی شم :

 

هي بازيگر! گريه نکن! ماهمه مون مثل هميم
صبحا که از خواب پا ميشيم نقاب به صورت مي زنيم
يکي معلم ميشه و يکي ميشه خونه بدوش
يکي ترانه ساز ميشه يکي ميشه غزل فروش
کهنه نقاب زندگي تا شب رو صورتاي ماس
گريه هاي پشت نقاب مثل هميشه بي صداس
هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش
کاشکی مي شد تو زندگي ما خودمون باشيم و بس
تنها براي يک نگاه، حتي براي يک نفس
تا کي به جاي خود ما نقابه ما حرف بزنه؟
تا کي سکوتو رج زدن نقش نمايش منه؟
هر کسي هستي يه دفه قد بکش از پشت نقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از پيله خواب
نقش يک دريچه رُ رو ميله قفس بکش
براي يک بار که شده جاي خودت نفس بکش
مي خوام همين ترانه رُ رو صحنه فرياد بزنم
نقابمو پاره کنم، جاي خودم داد بزنم

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

  تیکه فکر ها ی من:

 

۱- تا حالا شده اون قدر از کسی بدت بیاد که حتی صدای چای خوردنش هم دیوونت کنه و احساس کنی این طولانی ترین چای دنیاست؟

۲- تنها راه یافتن راه حل صحیح شناختن راه حل های نادرست است.

۳- کشتی در ساحل بسیار امن تر است اما به این خاطر ساخته نشده.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 اما:

 

 واقعا دوستان شرمنده کردید با این همه قالب مختلفی که لطف نمودید و برای خونه ی من ساختید واقعا م موندم با این همه لطف شما چی کار کنم و کدوم یکی از این هزار تا قالب رو انتخاب کنم؟؟؟؟؟؟؟؟

در مورده برنامه درسی هم که دیگه اصلا حرفشو نزنید با این همه برنامه که شما توصیه کردید معماری امیر کبیر چیه ؟؟ بورسیه شدم خارج..

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 و در آخر:

 

۱-از همه ی اونایی که لطف کردنو به خونه ی من سر زدن اما من به خاطر کمبود وقت نتونستم  جبران کنم شدیدا عذر می خوام و قول می دم به محض پیدا کردن کوچیک تری فرصتی جبران کنم

۲-به قول آمیتیس عزیز دنیای نت عوض شده دیگه زیاد دوسش ندارم دلیلشم اینه همه دنباله کمیتن دیگه کسی به کیفیت فکر نمی کنه منظورم اینه همه می خوان تعداد کامنتهاشون زیاد شه دیگه واسه کسی مهم نیست تو این کامنت ها چی می گن یا اصلا ربطی به موضوع داره یا نه؟ یه زمانی واسه منم همین جوری بود اما حالا ترجیح می دم به جای ۱۰۰۰تا ۱۰ تا کامنت داشته باشم اما هر ۱۰ تاش مربوط به بلاگم باشه...

۳-اگه بخوام تشکر کنم باید همه ی گلهایی رو  که لطف کردن به خونم سر زدن اسم ببرم پس خودتون لطف کنید برید تو صفحه ی کامنت هام اسماشونو بخونید .

اما باید از اقا محمود به خاطر اولین کامنت تشکر کنم.

 یکی دیگه هم هست که خیلی خیلی گله ماهه اصلا حرف نداره و حتما باید اسمشو بگم : گلناز

نفهمیدی؟؟ های لایت کن می فهمی

 

 دوستتون دارم

 مواظب خودتون باشین

 بازم به خونه ی من سر بزنید

از شمامهربونا واسه کامنتها متشکرم

 و هر چراغ از سوی شما نشانه ی مهربونیه شماست...

 تا بعد...

+ نوشته شده در ۱۳۸٥/٦/٢٤ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()




 

 

 

اجازه   س ...س... سلام

آی آی  آی بابا ول کن گوشمو

آخ چرا می زنی

اااااااااا  اون کفش چیه دستت

3 بار بگم غلط کردم خوبه؟؟

باشه باشه  گوشمو ول کن توضیح می دم

باور کن من از اول این جوری نبودم که رفیق ناباب منو به این روز انداخت

آخ باشه راستشو می گم

 باور کن دیروز این قدر سرم شلوغ بود که نمی دونی . با این اوضاع یه اپ 3 صفحه ای نوشتم که در آخر خوشم نیومد و بی خیالش شدم اما دیگه فرصتی واسه دباره نوشتن نبود

باور کنید دیگه تکرار نمی شه  نه یعنی فقط یه بار دیگه تکرار می شه اونم جمعه ی هفته ی اینده است که نامزدی پسر خاله و دختر خالمه  با این اوضاع خودتونم می دونید که نمی تونم اپ کنم پس هفته ی دیگه هم باز شنبه بیاید مهمونی. خوب؟

آشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب حالا که اشتی کردیم بریم سراصل مطلب:

نمی دونم چرا این پست این شکلی شده تا حالا 3 بار نوشتمو پاک کردم هر کار ی  می کنم اونی که می خوام در نمی اد

اصلا فکر کنم پائولو بهتر ازمن بتونه منظورمو بگه :

 

 ت رس

 

مردمان بسیاری از خوشبختی  می ترسند . برای انان خوشنودی از زندگی به معنای تغییر برخی عادت ها ، و از دست دادن حس هویتشان است.

اغلب نسبت به نیکی هایی که بر ما رخ می دهد خشمگین می شویم ، . نمی پذیریمشان چون اگر این چنین کنیم می پندمرهون خداوند شده ایم.

می اندیشیم: " بهتر است از جام نیکی ننوشیم چون وقتی  خالی شد بسیار رنج خواهیم برد."

از هراس کوچک شدن ، نمی توانیم رشد کنیم . از ترس گریستن،نمی توانیم بخندیم.

 

                     

  ..............................................................

به ساعت اتاقت نگاه کن(این جمله رو برای خوشکلی نگفتم نگاه کن دیگه )

هیــــــــــــــــــــس خوب گوش بده

تیک

 تیک

تیک

زندگی شاید همین ثانیه ها یی باشد که بی خیال از کنار آن ها می گذریم.

 ..............................................................

 

۱- از اون جایی که من شدیدا رفتم تو مول خر خونی از همه ی شما عزیزان عاجزانه خواهش می کنم یه برنامه ی درسی به من بدید اما توجه داشته باشید می خواهید به یک طالب معماری امیر کبیر برنامه بدید

اما از شوخی گذشته خواهش می کنم راهنماییم کنید چی و چه طوری بخونم و شدیدا توجه داشته باشیئ که هیچی ازدرسای سال قبل یادم نیست

 

۲ـ می خوام یه چیزی بگم که نه خواهشه نه پیشنهاد دارم بهت دستور می دم همین امروز کتاب قورباغه را قورت بده از برایان تریسی رو بخری. وقتی هم خریدی نری بندازیش ته کتابخونت بگی بعد می خونی همین امروز بخونش و به تک تک کارایی که گفته عمل کن اگه زندگیت از این رو به اون رو نشد بیا منو بزن

 

۳ـ حالا درسته من بچه قانعی هستم و چیزی نمی گم ولی شما هم سو استفاده نکنید دیگه. بابا یه قالب ناقابل برای این خونه ی کوچولو ی من بسازید . اگه فردا روزنامه ها تیتر زدن یک عدد سارایه مظلوم به دلیل نداشتن قالب برای خانه اش خودکشی کرد تقصیر شماستا از الان گفته باشم.

۴- تواد لیست من ۲ تا عاشق واقعی هست بیاید با هم برای رسیدن به عشقشون و از اون مهمتر خوشبختی شون دعا کنیم:

 

خدای من همه ی ادمایه دنیا رو خوشبخت کن. خوشبخته خوشبخته خوشبخت

 

 ..............................................................

 

خیلی حرفا واسه گفتن دارم اما نمی دونم چرا نمی تونم منظورم رو درست بیان کنم

چم شده ؟خودمم نمی دونم؟

 

بازم شرمنده به خاطر تاخیرم

 

  

دوستتون دارم

 مواظب خودتون باشین

 بازم به خونه ی من سر بزنید

 

از شمامهربونا واسه کامنتها متشکرم

 و هر چراغ از سوی شما نشانه ی مهربونیه شماست...

 تا شنبه...

+ نوشته شده در ۱۳۸٥/٦/۱۱ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()




immortal be loved

 

سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام   

 

۱-این چند روزه سرم خیلی شلوغ بوده حسابی از زندگی عقب افتادم

آهـــــــــــــــــــای زندگـــــــــــــــــــــی آروم تـــــــــــــــــــر بذار بهت برســــــــــــــــم...

 

۲- چند روزیه دلم هوایه یه دوست واقعی کرده اما حیف که وجود نداره یا لااقل من تا حالا ندیدم

یه جمله ی قشنگ هم هست که می گه دوستی حادثه است و جدایی قانون پس بیا حادثه افرین با شیم و قانون شکن...

۳- می دونی لبخند واگیر داره ؟ پس چرا ما ناقل اون نباشم؟

۴ـامروز می خوام یه خورده متفاوت عمل کنم . چیه هی شونصد کیلومتر چرتو پرت می نویسم شما بیچاره هام مجورید تا آخرشو بخونید ( بعضی هام که ۱ خط از اول یکی از وسط و یکی هم از اخر می خونید )

۵- یادتونه گفتم استاد زبانمون چه تاپیکی واسه رایتینگ داده؟ خوب شما ها که کمک نکردید بذارید من یه کمکی بهتون بکنم و نامه ی بتهوون رو به معشوقه اش که بعد از مرگش پیدا شده براتون  بتایپم

می دونی بتهوون به معشوقه اش چه لقبی داده؟ ضایعست نمی دونی دیگه خوب خودم می گم  Immortal be loved  یعنی معشوق ابدی قشنگه نه؟

اون قسمتی که رنگی رو دو سه بار بخون خیلی قشنگه

پس

۱

۲

۳

 

M y angel, my all, my very self _only a few words today and at that with your

pencil _ not till tomorrow will my lodgings definitely determined upon _ what a useless waste of time. Why this deep sorrow where necessity speaks _ can your love endure except through sacrifices _except through not demanding every thing _ can you change it that you are not wholly mine I not wholly thine ?

Oh god! Look out into the beauties of nature & comfort yourself with that which must be _ love demands every thing & that very justly _ that is with me so far as you are concerned & you with me. If we were wholly united you would feel the pain of it as little as I 

Now a quick change to things internal  from things external. we shall surely see each other ; moreover I can not communicate to you the observations  I have during the last few  days touching my own life _ if our hearts were always close together I would make none of the kind . My heart is full of many things to say to you._ Ah! _ there are moments when I feel that speech is nothing after all _ cheer up _ remain my true only treasure my all as I am yours ; the gods must send us the rest that which shall be best for us .

 

Your faithful

Ludwig

 

چه طور بود؟

حالا بریم سراغ حرفای هیمیشگی:

اولین کامنت پست قبل رو مریم جون لطف کرده بود  که با اجازه اش بهش می لینکم .

اما باید از یکی دیگه هم تشکر کن و اون کسی نیست جز آمیتیس که بعد از عمری اومد خونه ی ما اما با کامنتاش حسابی شرمنده ام کرد . اصلا چه طوره از این به بعد صاحب بزرگترین بمب کامنت دفعه ی قبل رو هم معرفی کنیم هان؟هان ؟ هان ؟ این دفعه که  به امیتیس مهربون تعلق داشت..

راستی مرضیه جونم واقعا شرمنده که نتونستم سه شنبه تولدت رو بهت تبریک بگم  اما حالا با یه کوچولو تاخیر تولدت مبارک    

دوستتون دارم

مواظب خودتون باشین

بازم به خونه ی من سر بزنید

 

از شمامهربونا واسه کامنتها متشکرم

و هر چراغ از سوی شما نشانه ی مهربونیه شماست...

تا جمعه ی دیگه...

  

+ نوشته شده در ۱۳۸٥/٦/۳ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()