سرگردان

زکجا امده ام؟امدنم بهر چه بود؟....به کجا می روم اینک,ننمایی وطنم

تشکر...

سلام

قدیما که خیلی کوچولو بودمونمی دونستم اصلا وبلاگ یعنی چی هر موقع دلم می گرفت یه دفتر بر می داشتمو می گفتم از این به بعد تو این دفتر کلی چیزمیز می نویسم و شروع می کردم به نوشتن. هر چی به ذهنم می رسید مینوشتم معمولانم از زندگی بد می گفتمو به همه بدوبیراه می گفتم.اما یه خورده که می گذشت حوصله ام سر می رفتو در دفتر و می بستمو پرتش می کردم ته کمدم دیگه می رفت تا دفعه ی بعد که با یکی دعوام شه یا دلم بگیره و برم سراغ دفتر جدیدو چرت و پرتهای جدید. هر وقتم که بی کار می شدمو چرت و پرتامو واسه بار دوم می خوندم حالم به هم می خوردو بیش از پیش به این نکته پی می بردم که اصلا در زمینه ادبیات استعدادندارم. اما از وقتی که وبلگم و درست کردمو چرت و پرتامو وارد شبکه جهانی کردم دیگه کم کم داشتم مطمئن می شدم موقعی که داشتن استعداد ادبی رو توزیع می کردن من تو صف زبون بودم آخه  این جانب شونصدو شصت بار آپ کرده بودم اما دریغ از 1دونه فقط یه دونه نظر که اصلا بگه بابا جون در این وبلاگتو تخته کن و بروآخه چه قدر چرندیات؟؟

  تا این که چند روز پیش آقا ایلیا که اینم وبلاگشونهhttp://dare_meikhane.persianblog.ir  لطف کردن و گفتند که سیستم کامنتینگ وبلاگم خرابه و یه فکری واسش بکنم منم که کورسوی امیدی در شبستان تیره وتار ذهنم تابیدن گرفته بود در عرض سه سوت قالب وبلاگمو عوض کردمو دیس کانکت نمودم. شیش ثانیه نگذشته بود که دیگه نتونستم طاقت بیارمو پریدم تو اینتر و با سرعت باد آدرس بلاگمو تایپیدم واییییییییییییییییییییییی چه احساس با حالی بود وقتی دیدم اون پایین به جای کلمه ی نظر بدین نوشته بود3 نظررررررررررررررر اولین نظرم گلناز جونم داده بود .

 خلاصه اینا رو نوشتم که بگم اگه تا حالا فکر می کردن من با این بی نظری نمی تونم تحمل کنمو بارو بندیلمو می بندمو می رم باید بگم کوررررر خوندین من دیگه موندنی شدم ......

منتظر چرت و پرتای بیشترم باشید.

 

دیشب به مامانم گفتم :

مامان نیگا آسمون چه قدر قشنگه

مامانم گفت:

آره مثله دختر من.

 

 

عسل(دخترخالم) می گفت دی شب خواب دیده که من و اونو برده بودن تو یه باغ عجیب غریبو بهمون گفته بودن به هر گلی دست بزنین شبیه همون می شین عسل یه گل رز خیلی قشنگو انتخاب می کنه منم میرم سراغ یه گل خیلی زشت. عسل میگه سارا این چیه انتخاب کرده زشت می شیااااا.منم می گم این جوری بهتره چون هیچ کس این گلو نمی چینه و من بیشتر زنده میمونم..

کی می دونه تعبیرش چیه؟!

+ نوشته شده در ۱۳۸٥/٤/٢٤ساعت ۳:٢٦ ‎ب.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()