سرگردان

زکجا امده ام؟امدنم بهر چه بود؟....به کجا می روم اینک,ننمایی وطنم

immortal be loved

 

سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام   

 

۱-این چند روزه سرم خیلی شلوغ بوده حسابی از زندگی عقب افتادم

آهـــــــــــــــــــای زندگـــــــــــــــــــــی آروم تـــــــــــــــــــر بذار بهت برســــــــــــــــم...

 

۲- چند روزیه دلم هوایه یه دوست واقعی کرده اما حیف که وجود نداره یا لااقل من تا حالا ندیدم

یه جمله ی قشنگ هم هست که می گه دوستی حادثه است و جدایی قانون پس بیا حادثه افرین با شیم و قانون شکن...

۳- می دونی لبخند واگیر داره ؟ پس چرا ما ناقل اون نباشم؟

۴ـامروز می خوام یه خورده متفاوت عمل کنم . چیه هی شونصد کیلومتر چرتو پرت می نویسم شما بیچاره هام مجورید تا آخرشو بخونید ( بعضی هام که ۱ خط از اول یکی از وسط و یکی هم از اخر می خونید )

۵- یادتونه گفتم استاد زبانمون چه تاپیکی واسه رایتینگ داده؟ خوب شما ها که کمک نکردید بذارید من یه کمکی بهتون بکنم و نامه ی بتهوون رو به معشوقه اش که بعد از مرگش پیدا شده براتون  بتایپم

می دونی بتهوون به معشوقه اش چه لقبی داده؟ ضایعست نمی دونی دیگه خوب خودم می گم  Immortal be loved  یعنی معشوق ابدی قشنگه نه؟

اون قسمتی که رنگی رو دو سه بار بخون خیلی قشنگه

پس

۱

۲

۳

 

M y angel, my all, my very self _only a few words today and at that with your

pencil _ not till tomorrow will my lodgings definitely determined upon _ what a useless waste of time. Why this deep sorrow where necessity speaks _ can your love endure except through sacrifices _except through not demanding every thing _ can you change it that you are not wholly mine I not wholly thine ?

Oh god! Look out into the beauties of nature & comfort yourself with that which must be _ love demands every thing & that very justly _ that is with me so far as you are concerned & you with me. If we were wholly united you would feel the pain of it as little as I 

Now a quick change to things internal  from things external. we shall surely see each other ; moreover I can not communicate to you the observations  I have during the last few  days touching my own life _ if our hearts were always close together I would make none of the kind . My heart is full of many things to say to you._ Ah! _ there are moments when I feel that speech is nothing after all _ cheer up _ remain my true only treasure my all as I am yours ; the gods must send us the rest that which shall be best for us .

 

Your faithful

Ludwig

 

چه طور بود؟

حالا بریم سراغ حرفای هیمیشگی:

اولین کامنت پست قبل رو مریم جون لطف کرده بود  که با اجازه اش بهش می لینکم .

اما باید از یکی دیگه هم تشکر کن و اون کسی نیست جز آمیتیس که بعد از عمری اومد خونه ی ما اما با کامنتاش حسابی شرمنده ام کرد . اصلا چه طوره از این به بعد صاحب بزرگترین بمب کامنت دفعه ی قبل رو هم معرفی کنیم هان؟هان ؟ هان ؟ این دفعه که  به امیتیس مهربون تعلق داشت..

راستی مرضیه جونم واقعا شرمنده که نتونستم سه شنبه تولدت رو بهت تبریک بگم  اما حالا با یه کوچولو تاخیر تولدت مبارک    

دوستتون دارم

مواظب خودتون باشین

بازم به خونه ی من سر بزنید

 

از شمامهربونا واسه کامنتها متشکرم

و هر چراغ از سوی شما نشانه ی مهربونیه شماست...

تا جمعه ی دیگه...

  

+ نوشته شده در ۱۳۸٥/٦/۳ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()