سرگردان

زکجا امده ام؟امدنم بهر چه بود؟....به کجا می روم اینک,ننمایی وطنم

 

 

 

اجازه   س ...س... سلام

آی آی  آی بابا ول کن گوشمو

آخ چرا می زنی

اااااااااا  اون کفش چیه دستت

3 بار بگم غلط کردم خوبه؟؟

باشه باشه  گوشمو ول کن توضیح می دم

باور کن من از اول این جوری نبودم که رفیق ناباب منو به این روز انداخت

آخ باشه راستشو می گم

 باور کن دیروز این قدر سرم شلوغ بود که نمی دونی . با این اوضاع یه اپ 3 صفحه ای نوشتم که در آخر خوشم نیومد و بی خیالش شدم اما دیگه فرصتی واسه دباره نوشتن نبود

باور کنید دیگه تکرار نمی شه  نه یعنی فقط یه بار دیگه تکرار می شه اونم جمعه ی هفته ی اینده است که نامزدی پسر خاله و دختر خالمه  با این اوضاع خودتونم می دونید که نمی تونم اپ کنم پس هفته ی دیگه هم باز شنبه بیاید مهمونی. خوب؟

آشتی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب حالا که اشتی کردیم بریم سراصل مطلب:

نمی دونم چرا این پست این شکلی شده تا حالا 3 بار نوشتمو پاک کردم هر کار ی  می کنم اونی که می خوام در نمی اد

اصلا فکر کنم پائولو بهتر ازمن بتونه منظورمو بگه :

 

 ت رس

 

مردمان بسیاری از خوشبختی  می ترسند . برای انان خوشنودی از زندگی به معنای تغییر برخی عادت ها ، و از دست دادن حس هویتشان است.

اغلب نسبت به نیکی هایی که بر ما رخ می دهد خشمگین می شویم ، . نمی پذیریمشان چون اگر این چنین کنیم می پندمرهون خداوند شده ایم.

می اندیشیم: " بهتر است از جام نیکی ننوشیم چون وقتی  خالی شد بسیار رنج خواهیم برد."

از هراس کوچک شدن ، نمی توانیم رشد کنیم . از ترس گریستن،نمی توانیم بخندیم.

 

                     

  ..............................................................

به ساعت اتاقت نگاه کن(این جمله رو برای خوشکلی نگفتم نگاه کن دیگه )

هیــــــــــــــــــــس خوب گوش بده

تیک

 تیک

تیک

زندگی شاید همین ثانیه ها یی باشد که بی خیال از کنار آن ها می گذریم.

 ..............................................................

 

۱- از اون جایی که من شدیدا رفتم تو مول خر خونی از همه ی شما عزیزان عاجزانه خواهش می کنم یه برنامه ی درسی به من بدید اما توجه داشته باشید می خواهید به یک طالب معماری امیر کبیر برنامه بدید

اما از شوخی گذشته خواهش می کنم راهنماییم کنید چی و چه طوری بخونم و شدیدا توجه داشته باشیئ که هیچی ازدرسای سال قبل یادم نیست

 

۲ـ می خوام یه چیزی بگم که نه خواهشه نه پیشنهاد دارم بهت دستور می دم همین امروز کتاب قورباغه را قورت بده از برایان تریسی رو بخری. وقتی هم خریدی نری بندازیش ته کتابخونت بگی بعد می خونی همین امروز بخونش و به تک تک کارایی که گفته عمل کن اگه زندگیت از این رو به اون رو نشد بیا منو بزن

 

۳ـ حالا درسته من بچه قانعی هستم و چیزی نمی گم ولی شما هم سو استفاده نکنید دیگه. بابا یه قالب ناقابل برای این خونه ی کوچولو ی من بسازید . اگه فردا روزنامه ها تیتر زدن یک عدد سارایه مظلوم به دلیل نداشتن قالب برای خانه اش خودکشی کرد تقصیر شماستا از الان گفته باشم.

۴- تواد لیست من ۲ تا عاشق واقعی هست بیاید با هم برای رسیدن به عشقشون و از اون مهمتر خوشبختی شون دعا کنیم:

 

خدای من همه ی ادمایه دنیا رو خوشبخت کن. خوشبخته خوشبخته خوشبخت

 

 ..............................................................

 

خیلی حرفا واسه گفتن دارم اما نمی دونم چرا نمی تونم منظورم رو درست بیان کنم

چم شده ؟خودمم نمی دونم؟

 

بازم شرمنده به خاطر تاخیرم

 

  

دوستتون دارم

 مواظب خودتون باشین

 بازم به خونه ی من سر بزنید

 

از شمامهربونا واسه کامنتها متشکرم

 و هر چراغ از سوی شما نشانه ی مهربونیه شماست...

 تا شنبه...

+ نوشته شده در ۱۳۸٥/٦/۱۱ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()