سرگردان

زکجا امده ام؟امدنم بهر چه بود؟....به کجا می روم اینک,ننمایی وطنم

مصاحبه با يك كفاش سيار چاپ شده در يكي از روزنامه هاي محلي

اگر دكه داشتيم هويت هم داشتيم...

اسمت چيه؟

_وحيد

چه چيز شما را به اين جا كشاند؟

_سرنوشت

چند سالته و چند وقته كفاشي؟

_29 سالمه و 3ساله كه اين جا كفاشي دارم.

بچه كه بودي فكر مي كردي اين كاره بشي؟
_به كارهايه تعميراتي خيلي علاقه داشتم اما فكرم به اين كار نمي رفت،هر چند توي خونه خودم كفشامو تعمير مي كردم.

در آمده روزانه ات چه قدره؟

_روزي 7تا 8 هزار تومان شايدم 10 هزارتومان.

مجردي يا زن داري؟

_آره زن دارم و يك دختر دوست داشتني بنام هانيه.

پدرتو بيشتر دوست داري يا مادرتو؟

_مادرم كه طلاق گرفته وپدرم كفاشه سر ميدون شهرداي.هردوشونو دوست دارم.

گوشت كيلويي چنده و چند وقت يه بار سر سفرتونه؟

_5500 تومان،بنويس گوشت توي عمرم نخوردم!نه بابا شوخي كردم دو ماهي يه بار اونم اگه روزي كاسبي خوبي داشته باشم.

دست مزده يه تعمير چنده؟

_200 تومان ناقابل!

كفش مشكي بهتره يا قهوه اي؟

_اين جا كه مي بينم اكثرا مشكي دارند،پس حتما مشكي بهتره!

ميازار موري كه دانه كش است...

_كه جان داردو...بقيه اش با تو!

يك بيت شعر از زمانه عاشقيت...

_درياي غم ساحل ندارد!

فرماندار و شهرداره شهر رو مي شناسي؟

_فرماندار را كه نه اما شهردار را چرا.چون خودم يك زماني تويه شهرداري كار مي كردم.

اگه قرار باشه فقط يه خواسته از شما براورده بشودچه خواسته اي داري؟
_از خدا مي خواستم مشكل خانواده ام(خواهران و مادرم) را حل كند.

انسان شجاع چه كسي است؟

_هر آدم خوبي مي تونه شجاع هم باشه.

مردم به يك كفاش چه طور نگاه مي كنند؟
_ما كه اين جا تو خيابون اما بساط داريم از ديد رهگذران تحقير مي شويم اما اگر دكه داشتيم هويت هم داشتيم. اين جا ماموران شهرداري گير مي دهند.خوب اگر اين كار رو نكنيم پس بريم دزدي؟؟؟

بهترين لذت زندگي ات؟

_كار!از كار كردن لذت مي برم.

چه چيزه زندگي جايگزين ندارد؟

_پول!فقط پوله كه حلاله مشكلاته.

بهترين صفت اخلاقي شما؟

_اخلاقه نيكو.

بدترين حالت ناپسندشما؟

_داشتن رفيق بد.

ورزش هم مي كنيد؟

_دلت خوشه!

رابطه ات با سينما و فيلم چه طوره؟

_سينما رفتم اما فيلم هاش اصلا يادم نيست.

اگه يك روز از زندگيت باقي مانده باشه چه كار مي كني ؟
_تو يه روزم مگه مي شه كاري كرد؟اهميت نداره!هرچه بادا باد.

پس از مرگت چه چيز دلت مي خواد روي سنگ قبرت بنويسند؟

_اي بابا وقتي ما مرديم آن موقع هرچي دلشان خواست بنويسند.

دوست داري بچه ات چه كاره بشه؟اگه بخواد كفاش بشه مي ذاري؟
_اين شغل رو نه .دنبال يه كاره بهتر مي فرستمش مثل مكانيكي.

كفاش رو تعريف كن؟

_شغل من تعريف نداره!

روزايي كه بارون مي آد چكار مي كني؟

_هيچي!فكر كردي عزا و ماتم مي گيرم؟همين جا بارون مي زنه تو سرم.

زمستون كاسبي بهتره يا تابستون؟
_تابستونا بهتره.

مشتريات بيشتر زنند يا مرد؟

_زنها بيشتر مي ايند.

چونه هم مي زنند؟
_200 تومان كه ديگه چونه زدن نداره!

بوي واكس اذيتت نمي كنه؟

_خوبه كه اذيت كنه!

يك من آرد چند تا نون مي شه؟
_ماراگرفتي؟من چه كارم به نانواييه؟
خدا چه رنگيه؟
_رنگ پاكي.

از وضعيت موجود راضي هستي؟
_باور كنيد مي سازيم..كرايه خونه،خرج خونه..لابديم بسازيم....

از انتخابات مجلس؟
_چي؟...نه بابا من چكارم به اين كارا!رفتي تو سياست ....ها!

سهميه بنزين؟
فقط كارتشو دارم،موتور دارم.فقط همين.

كاري نداري؟خداحافظ.

_نه آقا!..قبلش هم كاري نداشتم.

 

+ نوشته شده در ۱۳۸٦/٤/٤ساعت ۳:٤۱ ‎ب.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()