سرگردان

زکجا امده ام؟امدنم بهر چه بود؟....به کجا می روم اینک,ننمایی وطنم

 

این روزها بیشتر از این که به گفتن علاقه داشته باشم دوست دارم بشنوم و بیشتر از هر دوی این ها ترجیح می دم ببینم،ایده های جدید،حرفهای جدید،...اما  نه آدم های جدید.برای من آدم جدید یعنی تجربه دوباره راههای قدیمی،اتفاقی که بیش از حد ازش واهمه دارم

اما راستش رو بخواهید دیدن هم به تنهایی راضیم نمی کنه ، فکر می کنم بعد از 22 سال فقط یاد گرفتن وقتشه کاری کنم،این سبک زندگی بهم حس بیهودگی می ده.

گرچه بعد از 22 سال هنوز نفهمیدم اونی که اون بالاست هدفش از افرینش من و نوع من چی بوده و به چی می خواسته برسه اما یه جورایی مطمىنم هدف هر چی که هست چیزی فراتر این روزمرگی هاست چیزی که همیشه ازش تنفر داشتم و بالاخره درگیرش شدم

برای فرار از این روزمرگی باید کاری کرد،اما نه هر کاری........

مطمىنم فقط 1 چیز می تونه نجاتم بده:

آفرینش

فرایندی از درون به بیرون

برخلاف آن چه در این 22 سال اتفاق افتاده،این مسیر 1 طرفه از بیرون به درون.....

 

از کجا به این جا رسیدم نمی دونم

 

----------------------------------------------------- 

 

 

سرگرمی این روزهای من مثل 5-6 سال گذشته 3 چیزه،هر سه بر مبنای همون مسیر 1 طرفه از بیرون به درون

کتاب

فیلم

اینترنت

 

سانست پارک

کتابی که در حال تموم شدنه

روایت بخشی از زندگی از دیدگاه آدم هایی که در ان سهیمند .

مهمترین جنبه این داستان اینه که راوی سوم شخص داستان رو از زبان تک تک آدمهای اون قصه تعریف می کنه و جالب این جاست که با خوندن هر بخش به راحتی می تونی با شخصیت اون آدم همزاد پنداری کنی انگار به جای تک تک اون آدم ها  زندگی می کنی و جالب تر این جاست که در قالب هر شخصیت که فرو می ری با خوندن پیش زمینه های اون آدم حق رو بهش می دی و این موضوع برای تک تک شخصیت ها اتفاق می افته،تجربه ی خوب و البته مفیدی خواهد بود خوندن این سبک و به خصوص این کتاب

 

 

ANOTHER EARTH

اگه بهت بگن یه جای دیگه دنیا زمینی درست مشابه زمینی که ما روش زندگی می کنیم وجود داره با ادم هایی شبیه به ما چه حسی بهت دست می ده؟

اگه بفهمی این زمین و آدمهاش تصویر زمین ما و خود ما هستند چی؟

یعنی یه جایی تو این دنیا تصویری از تو در حال زندگی کردنه و درست همون کاری رو انجام می ده که تو انجام می دی،به همون چیزی فکر می کنه که تو فکر می کنی،همون تصمیمی رو می گیره که تو می گیری...

و اگه بدونی فرصت این رو داری که با تصویر خودت رو به رو شی چی کار می کنی؟

تو اولین برخورد چی بهش می گی؟ازش چی می پرسی؟

و مهمتر این که اگه اون  آدم واقعی باشه و تو تصویری از واقعیت چی؟

 

یک فیلم بر پایه تخیل اما بی نهایت نزدیک به واقعیت زندگی....

 

اما سایتی که تقریبا بهش معتاد شدم  http://pinterest.com/

مجموعه ای  از ایده های کوچیک و متنوعی که می شه دوسشون داشت و مهمتر این که این سایت هر لحظه در حال آپ دیت شدنه و در واقع یه شبکه اجتماعی متفاوته

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٢/٢٥ساعت ٤:۳٢ ‎ب.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()