سرگردان

زکجا امده ام؟امدنم بهر چه بود؟....به کجا می روم اینک,ننمایی وطنم

درسنامه...

 1_ سلام به همه .همه  یعنی همه ی اونایی که لطف کردن وبه وبلاگ خودشون سر زدن امالطف نکردن که با کامنت  هاشون به من کمک کنن تا بدونم نظرشون درمورد منو این وبلاگ کوچولو چیه؟ اما به هر حال ممنون از این که به وبلاگم سرمی زنیدو این چرندیاتو می خونید...

 

2_ووووووووووووووووووو انتظارها به پایان رسید و جواب نازنین به خواستگاری آرش هم مشخص شد .عمرااااااا اگه بگم چیه. به هیچ وجه اصرار نکنید امکان نداره .از پذیرش اطفال زیر 50 سال به شدت معزوریم .مشتری گرامی شدیدا حق با شماست. لطفا کمربندهای خود را ببندید به فرودگاه ابر قو نزدیک می شویم.......... همون طور که متوجه شدید یه خورده سیگنالای مغزم قاطی کرده ولی شما اصلا خودشو ناراحت نکن خوب میشم.در مورد اون موضوعم به من هیچ ربطی نداره خودتون جوابو حدث بزنید و کامنت بذارید به 1000 نفر از برندگان به غیر قرعه 1 عدد کارت اینترنت 40 ساعته استفاده شده تعلق می گیرد.دیگه جایزه از این بهتر؟!؟!؟! هان؟!؟!؟!دیر بجنبی از دستت رفته ها حالا ببین کی گفتم...

 

3_و اما یکی ازبزرگترین فجایع تاریخ بشر امروز به وقوع پیوست................................ امروز اواین روز بازنشستگی مای فادر(همون بابام )بود... فکر کن....... صبح که داری می ری مدسه باباهه تازه داره پادشاه پنجومو خواب میبینه ظهر هم که از مدرسه می آی دارن اولین لقمه های صبحانه رو نوش جان می فرمایند. خدایا جون هر کی دوست داری با درخواست شرکت بابام موافقت کنن و گرنه اگه اوضاع این شکلی پیش بره من از شدت حرص تا 2_3 روز دیگه خدا بیامرز میشمااااااااااا. بعد دیگه بنده به این خوبی از کجا می خوای بیاری؟!؟!؟!

 

4_وبریم سراغ نوشته های من که توسط جناب پائولو کمی تا قسمتی ابری به سرقت رفته اند اما قبل از هر چیز بهت توصیه می کنم تمام کارایی رو که استاد می گه مو به مو انجام بده اون موقع می فهمی ادبیات چی کار می کنه:

دیگری

استاد می گوید :

_دیدگانت را ببند ،ویا حتا با دیدگان گشوده ، گروهی از پرندگان را در پرواز تصور کن .اکنون بگو چند پرنده دیدی؟پنج؟ یازده ؟ شانزده پرنده؟

پاسخ هرچه باشد_وگفتن اینکه چند پرنده دیده شده بسیار دشوار است_در این تجربه کوچک یک چیز کاملا آشکارمی شود. می توان گروهی از پرندگان را تصور کرد ، اما تعیین تعداد پرندگان آن گروه از اختیار آدمی خارج است.هر چه هم که ان صحنه واضح، مشخص و دقیق باشد.باید پاسخی به این پرسش وجود داشته باشد:

_چه کسی تعداد پرندگانی را که در ان صحنه ظاهر شدند،تعیین می کرد؟
آن شخص قطعا تو نبوده ای!

 

 

 

به این می گن نوشته یا هی چی ازش نمی فهمی یا اگه فهمیدی حسابی می فهمی (ولی اگه واقعا نفهمیدی چی شد خجالت نکش یه بار دیگه بخونش بازم نفهمیدی اشکال نداره ارزششو داره واسه دفعه سومو چهارمم بخونیش).

 

 

5_تا اطلاع ثانوی آپ دیت تعطیل زیرا برای این که چون داریم می ریم اردو مشهد( نیلو خانوم تحویل بگیر) امام رضا جونم ما داریم می ایم.

واسه همطون دعا می کنم خدا رو چه دیدی شاید به خاطر منم که شد شماها به آرزوهاتون برسین...منم حساس...

 

6_بقای صفای وفای شما

 آرزومند آرزوهاتون سارا.

 

  سفر

سفر
۱ـ سلام .... تعجب نکنید از این  که  تو یه آپ دیت 2 بار سلام می کنم آخه قسمت بالا ماله 6_7روز پیشه که هنوز اردو نرفته بودیم و من به دلیل ذیق وقت نتونستم بذارمش تو وبلاگم و فقط تایپش کدم. اما امروز شنبه است و ما دیروز از اردو برگشتیم اونم چه اردویی...

 

۲ـ اردو از یه جهاتی افتضاح بودو از یه سری جهات عالی >> مدریت:_0_ برنامه ریزی:_0_ هماهنگی:_0_ واز همه مهمتر اخلاق اجتماعی:_0_ . اما از اون جایی که ما دیگه ÷س از تحمل این همه مشکل به این نتیجه رسیدیم که بهترین راهکار واسه مشکلاتمون فرایند سیبزمینیزاسیون (یا بی رگی مطلق است )بعد از هر مشکلی به جای گریه می خندیدیمو این الکی خوشی و سیبزمینی بودنمون روی اون بچه راهنمایی های بی چاره ای که با هزار امید و آرزو اومده بودن اردو و روز دوم به دلیل از دست دادن طاقتشون به ردیف توی صف ایستتاده بودن و گریه می کردن هم اثر گذاشت و همگی با هم به مشکلات میخندیدیبم و از اونجایی که توی این سفر فراوونیه مشکل بود ماها تمام مدت در حال خندیدن بودیمو این خودش باعث شد روزایه آخر حسابی بهمون خوش بگذره بگذريم از اين که تو تمام اين مدت همه به ما اين جوری>> نگاه ميکردن... حالا ياد گرفتی چطوری با کمترين امکاناتو تو بد ترين شرايطم ميشه خوش بود؟!؟؟

  درسنامه

3-راستی شنیدی می گن :((در سفر باید شناخت))؟ قبل از این سفر خیلی قبولش نداشتم اما حالا می فهمم چه قدر درسته و ماآدما چه قدر سطحی و گاهی اوقات اشتباه به اطرافمون واطرافیانمون نگاو می کنیم و در موردشون نظر میدیم . اما تو این سفربه این نتیجه رسیدم که گاهی ممکنه خیلی از اونایی که تو ذهنمون یه فرشته ان در واقع غول های بزرگی باشن که در ظاهر فرشته ان.وخیلی از غول های خیالی ما فرشته هایی باشن تو عالم واقعیت.به قول مامانم هیچ کس نمی تونه تئ یه سفر 5_6روزه خوده واقعی شو مخفی کنه و بالاخره شده گوشهای از شخصیتش رو نشون میده...((نظر تو چيه؟))

 

۴ـ راستی يادم رفت بگم جاتون خالی بود مخصوصا اون لحظه هايی که داشتم با امام رضا خلوت ميکرم لبته اين دفعه بيشتر رفته بودم ازش تشکر کنم اخه هر چی دفعه ی قبل خواسته بودمو بهم داد با اين که من به هيچ کدوم از کارايی که قول داده بودم انجام بدم عمل نکردم. ويه چيز ديگه دلم برای وبلاگم و شما بی معرفتهای با معرفت حسابی تنگ شده بود...

واما سوالی که هنوز هم جوابشو نمی دونم:

 منطق بهتراست يااحساس؟

جواب هاتون رو به همراه حدستون در رابطه با جواب نازنين کامنت  بذاريد...

منتظرم........

۵- بقای صفای وفای شما

آرزومند آرزوهاتون سارا

+ نوشته شده در ۱۳۸٥/٢/٩ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()