سرگردان

زکجا امده ام؟امدنم بهر چه بود؟....به کجا می روم اینک,ننمایی وطنم

سراب

 

تصویر زیر متعلق به یک گونه خاص انسان می باشد که نزدیک شدن به او همیشه جذاب اما در نهایت بی فایده بوده

 

 

 

آدمهایی که حاشیه زندگیشان پررنگ تر از متن است!

خیلی ها در موردشان صحبت می کنند و همیشه اخبار جالبی از آن ها به گوش می رسد......

چندبار برای نزدیک شدن به این گونه انسان ها تلاش کرده ایم؟و درست وقتی به من ِواقعیشان نزدیک شدیم گویی به سراب رسیده ایم

حقیقت تلخی است واقعیت وجودی این گونه انسان ها,  اما تلخ تر خواهد شد اگر ما نیز جزئی از آن ها باشیم.....

 

 

-------------------------------------------

معمار نوشت:

    

هر روز که از خواب بیدار می شیم یه غول آلومنیومی عظیم به عجایب شهرمون اضافه شده,در حالی که دنیا بیشتر از روز قبل به هدفش یعنی مینی مالیسم نزدیک شده...

 

 پس کارفرماهای عزیز اگه یه روز معمار فضاتون یک مکعب بتنی سفید گذاشت جلوتون با قیافه حق به جانب نگید این که دیگه طراحی نمی خواد!من خودمم می تونستم همچین چیزی بسازم!!!!(این اتفاقیه که داره می افته و در این مورد اشکال فقط از سلیقه ماست!ته قوه مجریه و مقننه و ......)

اصلا دلم می خواد برم یک کمپین مبارزه با نمای الومنیوم تشکیل بدم!!!!!!!

به قول سهراب با تحریف: بتن سفید چه کم از الومنیوم قرمز دارد؟!

-------------------------------------------

به من:

حسادت به چیزی که من براش تلاش کردم و دیگری بهش رسیده طبیعیه؟

حسود شدم این روزهااا

-----------------------------------------

پ.ن:

نظرات در مورد پست قبل تکان دهنده بود و امیدوار کننده

و از همه مهم تر این که بودن کسانی که قبل از من به این موضوع فکر کردن و حتی مدتهاست که دارن بی سر و صدا مسئولیتشون رو انجام می دن

نظرات پست قبل تایید نشد صرفا به این دلیل که هر کس بی تاثیر از نظر دیگران چیزی رو که بهش فکر می کنه بیان کنه,و خوشبختانه همین طور هم شد

+ نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٧ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ توسط منٍ سرگردان نظرات ()